برای تجربه بهتر ، مرورگر خود را به کروم، فایرفاکس، اوپرا یا اینترنت اکسپلولر تغییر دهید.

جزئیات وبلاگ

اکتشافات نفت وگاز

نفت یا پترولیوم (petroleum)واژه ای لاتین است که در زبان فارسی معادل مناسبی ندارد پترولیوم یا همان نفت در واقع به مواد هیدروکربنی گفته میشود که به صورت طبیعی عمدتا درسنگ های رسوبی واقع میشوند پترولیوم میتواند به صورت فازهای مختلف از جمله فاز گازی نظیر گاز طبیعی (natural gas) فاز مایع نظیر نفت خام (crude oil)وفاز جامد مثل قیر (asphalt)در خلل وفرجوشکستگی های سنگها تجمع یابد انباشته شدن مواد هیدروکربنی در زیر سطح زمین در سنگ هایی صورت میگیرد که توانایی نگهداری وانتقال سیالاتی مثل نفت وگازرا داشته باشند این سنگها مخزن نفت (resevior)نامیده میشوند .تجمع مواد هیدروکربنی به صورت اقتصادی در سنگ مخزن منوط به وجود عوامل متعددی میباشد به طور کلی وجود پنج عامل برای تجمع اقتصادی نفت وگاز لازم وضروری است.
1)سنگ منشا بالغ (mature source rock)که تولید هیدروکربن کرده باشد.
2)سنگ مخزن(resevior rock)که بتواند هیدروکربن رادرون خود جابدهد.
3)مهاجرت هیدروکربن بین سنگ منشا وسنگ مخزن (migration pathway)عملی باشد.
4)پوش سنگ(cop rock)ناتراوا که از خروج نفت وگاز داخل سنگ مخزن جلوگیری میکند.
5)تله نفتی(oil trap)که در ان نفت به صورت اقتصادی متمرکز گردد.

تاریخچه اکتشافات نفت

نفت وگاز از زمانهای قدیم به صورت تراوش های سطحی شناخته شده و مورد استفاده بودند برای مثال میتوان شعله های آتش جاویدان را نام برد که از شیل های نفتی نزدیک باکو نشات میگرفت.
اکتشاف نفت وگاز یک دانش بسیار قدیمی وکاربردی است که باجمع اوری قیر از تراوش های طبیعی سطحی به قلمرو علم وارد شد.درآن زمان نفت وگازبرای مقاصد پزشکی گرمایی و همچنین مصارف عایق کاری استفاده میشد.

خلاصه ای از مراحل پیشرفت در اکتشاف نفت وگاز

اولین چاه اکتشافی نفت در سال 1745در فرانسه حفر شد و اولین چاه استخراج نفت وگاز بدون تجهیزات نفتی امروزی توسط کلنل دریک در پنسیلوانیا در سال 1859حفاری شد.این آغازی برای اکتشافات زیر سطحی نفت بود که بعدها خصوصا بعد از افزایش تقاضا برالی استخراج نفت در طول جنگ جهانی اول شدت گرفت.
قدیمی ترین تئوری برای اکتشاف نفت تئوری تاقدیس بود که به وسیله هانت در سال 1861 معرفی شد.کاربرد این تئوری برای یافتن نفت در قله تاقدیس ها ابزار موفقی بود
این تئوری به عنوان تئوری اصلی برای اکتشافات مهم نفتی در آمریکا، ونزوئلا، آرژانتین، برمه و به خصوص در مسجدسلیمان ایران مورد استفاده قرار گرفت.
بعد از پیدا شدن نفت در سال ۱۸۸۰ در رسوبات دریایی پنسیلوانیا که ارتباطی با ساختمان های تاقدیسی نداشت و شکل گیری نفتگیر صرفأ ناشی از تغییر رخسارة رسوبات بود، مشخص شد که ذخایر نفتی می توانند در حوضه های غیر چین خورده هم وجود داشته باشند. در نتیجه مفهوم نفتگیرهای چینه ای (stratigraphic traps) با این کشف فراگیر شد
تا اواسط دهه ۱۹۲۰، تهیه و استفاده از نقشه های سطحی تاقدیس ها ابزار اصلی اکتشافات نفتی بود و پیدا کردن نفتگیرهای چینهای معمولا به صورت اتفاقی رخ میداد.
تا سال ۱۹۲۵ فقط ماسه سنگها به عنوان مخازن هیدروکربنی مورد نظر و مطالعه بودند، اما اکتشاف مخازن عظیم هیدروکربنی در کربنات ها در میدان هایی نظیر مسجدسلیمان ایران، کرکوک عراق، کرتاسه مکزیک و Smackover آمریکا نشان داد که نفت و گاز می تواند در سنگهای کربناته نیز یافت شود.
بعد از اواسط دهه ۱۹۲۰ با روی کار آمدن روش های جدید نظیر مغناطیس سنجی (magnetometry)، ثقل سنجی (gravimetry) و مطالعات لرزه ای (seismic surveys)، اکتشاف نفت وگازی راه تازه ای برای پی بردن به آنومالیها و ساختارهای زیرسطحی غیرقابل مشاهده از سطح پیدا نمود. این تکنولوژی ها به تشخیص موقعیت پیسنگ و آنومالی های دیاپیریک کمک می کنند و به طور کلی یک شمای عمومی از ساختارهای زیرسطحی نفت وگاز را آشکار می سازند.
در سال ۱۹۲۷ در فرانسه اولین نمودارهای ژئوفیزیکی برای اندازه گیری تخلخل (porosity) و آب اشباع شدگی (water saturation) در چاه های حفاری شده نفت وگازاستاندارد  مورد استفاده قرار گرفت.
پیشرفت در علوم زمین شناسی نظیر میکروپالئونتولوژی (micropaleontology) و ارائه استاندارد ها و مدل های رخساره ای (facies models) در دهه ۱۹۶۰ کمک شایان توجهی برای اکتشافات نفتی وگازبود. تا قبل از دهه ۱۹۶۰ مطالعات فسیل شناسی، صرفا” بر روی ماکروفسیلها متمرکز بود که کاربرد محدودی داشتند چرا که بسیاری از آنها در اثر حفاری نفت وگاز به دلیل اندازه بزرگشان کاملا منهدم شده و قابل شناسایی نبودند. بنابراین گسترش میکروپالئونتولوژی و تعریف بسیاری از بیوزونها بر پایه میکروفسیلها که به آسانی در مغزه ها (cores) و خرده های (cutings) حاصل از حفاری یافت می شوند، در این راه کمک مؤثری بود، زیرا تطابق ناحیه های چینه ها بسیار آسانتر و دقیق تر صورت می گرفت.
بعدها توسعه مدل های رخساره ای و تفسیر جزئیات محیطهای رسوبی قدیمی (paleoenvironments) کمک مؤثری در تشخیص شکل هندسی مخازن نفت وگاز (reservoir geometry) کردند و پیش بینی قابل اعتمادی از کیفیت مخازن نفتی از نظر تخلخل و تراوایی ارائه دادند.
در دهه ۱۹۵۰ قانون دینامیک سیالات به طور موفقی توسط هوبرت و هیل ( Hubbert & Hill ) برای توصیف مهاجرت و انبار نفت بکار برده شد. در دهه ۱۹۷۰ پیشرفت در کسب و پردازش (acquisition and processing) اطلاعات لرزه ای و نیز استفاده از کامپیوترهای سریع برای این منظور توانست نیمرخ های لرزه ای بسیار دقیق را بدست دهد و لذا امروزه این مقاطع سیمای عمومی درون زمین را بهخوبی مشخص می کنند. . . بعد از دهه ۱۹۸۰ تاکنون توسعه صرفا به صورت پیشرفت در تکنولوژی هایگذشته و نیز معرفی نرم افزارهای مختلف کامپیوتری بوده که باعث شده است اکتشاف هیدروکربن آسانتر، سریعتر و مطمئن تر انجام شود.

آمار مختصری در مورد نفت و گاز

تاکنون بیش از ۳ / ۶ میلیون چاه نفت وگازبه وسیله شرکت های نفتی حفر شده است. در حدود ۶۰۰۰۰ چاه تولید نفت (producing well) با تولیدی به طور متوسط در حدود ۳ مترمکعب در روز در قاره آمریکا وجود دارد. در صورتی که در خاورمیانه تعداد چاههای تولید به مراتب کمتر است ولی بطور متوسط تولیدی در حدود ۱۰۰۰ مترمکعب در روز دارند. تعداد چاه های نفتی در اروپای غربی تقریبأ ۶۰۰۰ حلقه است.
تعداد حوضه های نفت و گاز شناخته شده جهان بیش از ۳۲۰۰۰ است که از این تعداد حدود ۱۸۰۰۰ حوضه آن در قاره آمریکا، بیش از ۳۰۰۰ حوضه در روسیه، ۱۰۰۰ حوضه در کانادا و فقط ۱۵۰ حوضه آن در خاورمیانه است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بالا