برای تجربه بهتر ، مرورگر خود را به کروم، فایرفاکس، اوپرا یا اینترنت اکسپلولر تغییر دهید.

بحران های نفتی در جهان

اوپک در جریان جنگ سال 1973 اعراب واسرائیل در واکنش نسبت به حمایت امریکا از اسرائیل فروش نفت به امریکا، هلند، کانادا، را قطع و تولید نفت خود را کاهش داد. در نتیجه قیمت نفت از بشکه ای 4 دلار در سه ماهه چهارم سال 1973 به بشکه ای 50/12 دلار در سال 1974 رسید. بحران نفتی سال 1973 مقدمه ای شد بر کنترل قیمت نفت توسط امریکا. این بحران امریکا را با کمبود بنزین مواجه نمود. دولت امریکا بعد از جنگ جهانی دوم کنترل خود بر صنعت نفت را متوقف نمود.

پس از آن عرضه انرژی در سطح کشور افزایش یافت. افزایش تقاضا برای انرژی به بالا رفتن قیمت گاز طبیعی و فرآورده های نفتی منجر گردید. اما قیمت واقعی فرآورده های انرژی نسبت به قیمت انرژی در سطح عمومی کاهش یافت. این بدان معناست که بهای تمام شده هرواحد از انرژی نسبت به بهای تمام شده سایر کالاها و خدمات کاهش یافت. دولت امریکا در سال های 1960 مجدداً کنترل بر قیمت و تولید را در بخش انرژی از سر گرفت. کمیسیون نیروی فدرال (1) در سال 1961 برایقیمت فروش گاز طبیعی بین ایالات امریکا سقف تعیین کرد . این قیمت نفت برای سرچاه تعیین شده بود .

برنامه تعیین سهمیه فروش برای شرکت های نفتی در سال هال 1970 به اجرا درآمد. بموجب این برنامه شرکت های نفتی مکلف شدند گاز طبیعی خود را با قیمت نفت کنترل شده از طریق لوله به سایر نقاط کشور بفروشند. عرضه گاز طبیعی پس از کنترل قیمت از تقاضا برای گاز طبیعی کمتر شد. تعداد عرضه کنندگان گاز طبیعی از 18000 واحد در سال 1956 به 4000 واحد در سال 1971 کاهش یافت. درحالیکه در ایالات غیر تولید کننده میزان تقاضا برای گاز طبیعی ازعرضه بیشتر می شد، مصرف کنندگان به سوخت های جایگزین مانند نفت سفید، گاز مایع الجزایر، و گاز حاصل از سوخت مواد شیمیائی رو آوردند. بعضی از شرکت ها با منابعی وارد معامله شدند که گاز طبیعی را خارج از مقررات جاری تولید می کردند و به فروش می رساندند.

هردو واکنش یعنی تکیه بر سوخت های جایگزین و مراچعه به سایر منابع باعث کاهش کارائی  در منابع تولید گردید. مقررات دولتی بر صنعت نفت نیز اعمال می شد. قانون کنترل قیمت فرآورده های نفتی از سال 1969 تا 1971 بشدت اجرا می شد. نرخ تورم در این دوره آنقدر افزایش یافت که از زمان جنگ های داخلی بیسابقه بود. در این دوره درحالیکه قیمت واقعی نفت و عرضه نفت تولید داخل کاهش یافت ، میزان واردات نفت بالا  رفت. با کنترل قیمت ها درآمد تولیدکنندگان نفت و انگیزه برای سرمایه گذاری در صنعت نفت کاهش یافت. هنگام تحریم نفتی سال 1973 فقط نیمی از دکل های حفاری امریکا در حال فعالیت بودند که تعداد آن ها برابر با تعداد دکل های حفاری فعال در بیست سال قبل از آن بود. درواقع وابستگی به نفت وارداتی باعث شد تا نیمی از نفت مورد نیاز امریکا قطع شود.

اوپک در اکتبر سال ۱۹۷۳ اعلام نمود که کشورهای عضو آن سازمان فوراً تولید نفت خود را هر ماه ۵ درصد کاهش می دهند و تا تخلیه کامل نوار غزه در ساحل غربی رود اردن و بیت المقدس توسط اسرائیل این اقدام را هر ماهه ادامه خواهند داد. عربستان سعودی و کویت چند روز بعد خبر از کاهش بیشتر تولید خود دادند. بدنبال آن اغلب کشورهای عضو اوپک اعلام نمودند که فروش نفت خود به امریکا را تا قطع حمایت آن کشور از اسرائیل متوقف خواهند کرد. بسیاری از مردم بر این اعتقاد بودند که تحریم عامل اصلی ایجاد صف در مقابل پمپ بنزین ها و نبودن بنزین در آن ها می باشد. اما درواقع دستور پرزیدنت نیکسون در آگوست سال ۱۹۷۱ برای کنترل قیمت ها عامل اصلی کمبود بنزین بود. این دستور باعث شد تا شرکت های نفتی نتوانند هزینه کامل واردات نفت و ارسال سوخت به پمپ های بنزین را تأمین کنند. ( با این حال شرکت های کوچک نفتی در سال ۱۹۷۳ از قانون کنترل قیمت ها معاف شدند.)

شرکت های بزرگ نفتی با توجه به قیمت های جهانی نفت آنقدر واردات نفت و عرضه آن را به مراکز توزیع داخلی کاهش دادند تا بتوانند هزینه های خود را پوشش دهند. تا ماه می سال ۱۹۷۳ ( پنج ماه قبل از تحریم ) ۱۰۰۰ پمپ بنزین بعلت فقدان سوخت تعطیل شده و بسیاری پمپ بنزین دیگر فعالیت خود را بشدت کاهش داده بودند. تا ماه ژوئن بسیاری از شرکت ها برای میزان عرضه بنزین به اتومبیل ها در پمپ بنزین های خود سقف تعیین کردند و به هر اتومبیل مقدار معینی بنزین می دادند. کنگره امریکا یک ماه قبل از اعمال تحریم در واکنش به وضع پیش آمده قانون تخصیص فوری انرژی را تصویب کرد. این قانون باعث بدتر شدن اوضاع گردید. بموجب این قانون میزان کاهش عرضه باید بطور مساوی بین پمپ بنزین ها تقسیم می شد. در این قانون تصریح شده بود که بخش کمی از بنزین در کنترل فرمانداران ایالات باقی خواهد ماند تا در صورت مشاهده کمبود توسط آن ها به مناطقی که با کمبود مواجه شده اند فرستاده شود. این اتفاق بارها روی داد زیرا فرمانداران برای کنترل اوضاع بخشی از نفت عرضه شده را کنار می کذاشتند.

آیا تحریم باعث دامن زدن به این بحران شد؟ نه – تحریم تأثیری بر واردات نفت نداشت. وقتی نفتکشی بارگیری می کند هیچکس نمی تواند مقصد آن را کنترل کند. نفتی که در جریان تحریم به اروپا صادر می شد، براحتی، و یا بعنوان نفت کشورهای غیر عضو اوپک، قابل صدور مجدد به بازار امریکا بود. مسیر عرضه نفت تغییر کرد اما میزان واردات نفت تغییر نکرد.

زکی یمانی وزیر نفت وقت عربستان بعد از پایان یافتن تحریم سال ۱۹۷۳ اظهار داشت :

“ما نتوانستیم واردات نفت به امریکا را کاهش دهیم …. دنیا درواقع یک بازار است. بنابراین تحریم بیشتر جنبه نمادین داشت و چیز دیگری نبود.” هنری کسینجر وزیر امورخارجه وقت امریکا بعداً در خاطرات خود چنین نوشت “ساختار بازار نفت چنان ناشناخته بود که تحریم در مرکز توجهات قرار گرفت. لغو تحریم تا پنج ماه بعد از  ان ذهن همه را به خود مشغول کرده بود. تحریم اعراب در واقع محدودیت در اعمال تحریم را نشان داد.” درحالیکه تحریم جنبه توهم داشت اما کاهش تولید امری واقعی بود. تولید نفت اعراب از اکتبر تا دسامبر ۳۴۰ میلیون بشکه کاهش یافت. اما کاهش تولید کمتر از میزان نفتی بود که در اوائل آن سال ذخیره شده بود. هنوز می شد نفت زیادی را به بازار عرضه کرد اما ترس از کمبود نفت در آینده مانع از عرضه نفت موجود در ذخائر به بازار شد. علاوه برآن اوپک تهدید کرده بود که تا خروج اسرائیل از سرزمین های اشغالی تولید نفت خود را بتدریج به صفر خواهد رسانید.

عربستان در چهارم دسامبر سال ۱۹۷۳ قول خود مبنی بر کاهش ماهانه ۵ درصد از تولید خود را لغو کرد. بعد از عربستان سایر کشورهای عضو اوپک نیز به او پیوستند. اوپک در ژانویه سال ۱۹۷۴ تولید نفت خود را ۱۰ درصد افزایش داد و به این ترتیب دیگر صحبتی از خطر به میان نیامد. دوران پس از بحران گرچه هنگام اتمام تحریم نفتی اعراب در سال 1974 کنترل قیمت بنزین نیز از بین رفت، اما آژانس انرژی فدرال کنترل خود را بر قیمت نفت خام تولید شده در داخل کشور ادامه داد. قیمت نفت موجود در مخازن در حد بشکه ای ۲۵.۵ دلار تعیین شد. پس از نوامبر سال ۱۹۷۵ قیمت نفتی که جدیداً تولید می شد به اضافه نفت هائی که از قبل در مخازن باقی مانده بودند حدود بشکه ای ۱۱ دلار در نظر گرفته شد. کمبود نفت تولید داخل در جریان کنترل قیمت ها ظاهر شد و پالایشگاه ها بیش از پیش به واردات نفت وابسته شدند. پالایشگاه هائی که به نفت موجود از قبل در مخازن دسترسی داشتند نسبت به پالایشگاه هائی که ناچار بودند نفت را به قیمت جدید خریداری کنند مزیت یافتند.

پالایشگاه ها بر اساس میزان نفتی که به قیمت قدیم یا به قیمت جدید خریداری می کردند دسته بندی شدند. بر اساس این برنامه برای پالایشگاه هائی که نفت را به قیمت قدیم می خریدند مالیات در نظر گرفته شد و به پالایشگاه هائی که نفت را به قیمت جدید می خریدند یارانه تعلق گرفت. امریکا برای اجرای این سیاست ناچار شد به ازاء هر بشکه نفت وارداتی ۳ دلار یارانه پرداخت کند. نیاز به گفتن نیست که این سیاست باعث کاهش تولید داخلی می شد. پائین نگهداشتن قیمت نفت نسبت به قیمت بازارهای جهانی و اجرای برنامه دسته بندی پالایشگاه ها باعث به هدر رفتن منابع نفت و مانع از توسعه منابع جایگزین انرژی گردید. مکانیسم بازار نتوانست بحران انرژی را حل کند زیرا در راه انجام مکانیسم بازار مانع ایجاد شده بود.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بالا